گاهی اوقات ...--------... به نظر میرسید تو
قطره های شک
می بارند بر زمین باورم
و گیاهان امیدم آفت می زنند
فکر می کنم
چه فایده داشت
اینهمه وجین کردن دل؟
چه فایده داشت
آبیاری احساس
و ریشه دواندن به اعماق وجود؟
تا به کِی آوندهایم
تهی ز حقیقت؟
تا به کِی سبزی برگهایم
وابسته به نور؟
نمی دانم کِی کلروفیل
به واژه نامه پیوست؟
که من فهمیدم
باور من به رشد
تنها یک اعتیاد است
به نور!
و من ناگهان
از زرد شدن ترسیدم! 
تا آخر دنیا با من خواهی ماند
حالا که رفتی فهمیدم !!!
که فقط به نظر میرسید.
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 6:24 توسط Niyayesh
|
