.•* (¤¯`°•.تولدت مبارک.•°`¯¤) *•. شب بود روشنایی نبود حتی ستاره ای در آسمان دیده نمی شد... ناگهان نوری چشمان عالمیان را مجذوب خود نمود.من نفهمیدم آن نور چیست و از کجا سرچشمه می گیرد ولی هر چه ثانیه ها می گذشتند آن نور خیره کننده تر می شد . کمی دقت کردم که ناگهان فرشتگان را در میان یافتم. از آنان پریسدم این نور خیره کننده چیست؟ که بینا را نا بینا می کند؟ آنان گفتند فرشته ای متولد شد.متعجب باری دیگر به آسمان نگاه کردم نقاطی براق در میان چادر سیاه شب به چشم میخورد. من خیال کردم آنان ستارگانند که چشمک زنان سوسو می کنند. اما در همان زمان بود که فرشته ای به من گفت: اینها برق چشمان اشک ریز ملائک است زیرا او را از دست داده اند. در آن لحظه برق چشمان من نیز دست به دست آسمان داد منتهی با یک تفاوت! آنان از نعمت از دست دادن میگریستند و من از نعمت بدست آوردن . گل همیشه بهارم ! امروز تولد آفتاب است. تولد زندگی. تولد عشق. تولد تو. رها شو صدا شو و فریاد بزن دوستت دارم پس هستم. با اینکه دقیقه ها فاصله بین من و توست ولی باز هم در کنار من و در قلب منی .با یک قلب شاد و یک بغل گل سرخ تولدت را عاشقانه تبریک میگوییم.



+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 9:56 توسط Niyayesh
|
