آینه با من گفتگو کرد اول از حال تو پرسید روز بعد از رفتن تو رازقی مرد، باغچه خشکید دل اطلسی شکست و شعرم از دست تو رنجید روز بعد از رفتن تو ظلمت تازه ورق خورد نسترن های رو طاقچه بی تو پرپر شد و پژمرد نفسامو تو سینه پس زد، زمین عاشقاشو بلعید شیشه ی پنجره یخ زد، بارون فاجعه بارید عابر دیوونه این بار به من دیوونه خندید عکس یادگاری ما بعد تو منو نبخشید
روز بعد از رفتن تو آینه جا خورد تا منو دید

+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 6:33 توسط Niyayesh
|
